عید فطر مبارک!
اگه پست قبلی غمگین بود یا ناامیدتون کرد بخشید گاهی پیش میاد!!
این آف تازه به دستم رسیده ، با مزه است!
ما غرق گناهیم، ولی پاک سرشتیم
حسرت زده ی یک وجب از خاک بهشتیم
شــــــکرانه ی زایل شدن ِ حالت اغما
از خوردن آن میــوه ی ممنوعه گذشتیم
هر چند که ابليس بسی وسوسه ها کرد ابلیس( الیاس)
امّا چو پــــری، بنده ی خنّــــاس نگشتیم
غفلت بکُشد یونُس جان، در دل ماهی
چون غمزه ی هستی به دل مزرعه کِشتيم
افسوس که این مـــاه مبـــارک به سر آمد
در دفتـــــــر اعمــــــال، ثــــوابی ننوشتیم
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 17:26  توسط وحید
|
اول سلام
آروم بخون!
آروم بخون!
آره ، آروم بخون!
فکر کردی کتاب ، مجله یا روزنامه است!
همش عجله ، عجله...!
رفتم؛ دیر اومدم...
چرا ما آدما فکر میکنیم توی این دنیا حرف کم زده شده، و همه منتظرند ما هم حرف بزنیم!!
...
چقدر بگردم دنبال اون چیزی که راضیم کنه !
دلم گرفته... تنهام... ضعیف نیستم...!
سختگیر نیستم... بد گیری افتادم !
هر کس رو نگاه میکنم تو عالم خودشه، حرفهای خودشو میزنه !
...
منتظرم...
منتظرم...
...
بی خیال!
... خوش باشید...!

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:7  توسط وحید
|
خدا یا شکر!
شکر؛ امروز خورشید طلوع کرد، طلوعی نو، مثل همیشه، اما متفاوت...! این بار میان زمین آسمان فرشته ها در رفت و آمدند تا بزرگترین و کریمانه ترین سقره ی هستی را برای عاشقان پهن کنند ! نه نه !! چرا گفتم عاشقان !! در حقیقت سفره ایست پر نعمت برای نیازمندان، آنهایی که هر کس نداند خود خوب می داند که گنه کارترین و در عین حال توبه کارترینند.
خدا یا ماه رمضان ...
ماه رحمت، ماه نعمت، ماه نیاز، ماه راز...!
ماه نیایش، ماه ستایش، ماه سکوت، ماه آرامش...!
ماه جوشش احساس، ماه توبه ی با اخلاص...!
ماه سلام و سلامتی!
دوستت دارم، خدا...!!







+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 18:48  توسط وحید
|
سلام 
یکی از دوستانم می گوید چرا اینقدر کم می نویسی ؟! تو هم با این وبلاگ نوشتنت! 
البته من از او انتظار نداشتم این طوری صحبت کند، اما عیبی ندارد. 
حالا به شما می گویم، راستش... نه، راستش را نگه می دارم پیش خودم و فعلا به کسی نمی گویم
اما شما بدانید که وقتی می خواهید درباره ی کسی قضاوتی بکنید یا چیزی بگویید کمی ، فقط کمی پیش خودتان سبک سنگین کنید بعد.
ببخشیدا !!
والسلام. 
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 13:51  توسط وحید
|
بعضی ها فکر می کنند خدا شوخیه و یا کم رنگه و باید با برهانها نظم ، علیت و ... اسباطش کنیم؛ اما من ، نه فقط من، خیلیها معتقدند که خدا واضحه ، خودمون رو گول تزنیم و سر کار نگذاریم !
نمی شود کارهای خطا انجام بدیم بعد بگیم چرا همه چی خراب شد ...!
گاهی وقتا خودمونو توجیه میکنیم میگیم میخواست فلانی اونکارو نکنه تا من هم اینکار و نکنم ...!
ولی کار درست برای چی درسته ! اگر بدرد نمیخوره پس چه درست و غلطی؟!
شنیدی سر بیگناه پای دار میره بالای دار نمیره! البته گاهی بالای دار هم میره ولی باز خیلی فرق بین سر بی گناه و گناه کاره!
آدم خوب با کارهای خوب هرچی بشه حقش محفوظه، از بین نمیره! بالاخره همه چی به این دنیا که ختم نمیشه !
همیشه درست قدم بردار تا مطمئن باشی مقابل خدا نایستادی !
توی راه خطا بغیر از اینکه باید مثل همه با زندگی بجنگیو با آدمها مقابله کنی یا کنار بیای ، باید با خدا و تمام سنتهای الهی هم رو در رو بشی!
اما راه صحیح ، راهی که خود خدا معرفی کرده بهترین و روان ترین مسیر زندگیه ، هر چند به نظر سخت باشه!
شاید چون ممکن ترین راه، یعنی، پا گذاشتن رو خودت ، گذشت و ایثار بی جواب نمیمونه! هیچکس ادعا نمیکنه که اگر تو از خودت برای کسی گذشتی یک روز هم او برای تو باید ایثار کنه ! اما فقط سنت خداست که میگه، من پاداش گذشت را خواهم داد حتی پاداش نیتهای خوبی که در دل دارید! ولی چرا گفتم ممکن ترین راه ، خوب شاید چون تغییر دادن دیگران مستلزم درک صحیح آنها از موقعیت خودشونه و بعد اعتقاد به تغییر !!!
هر جور و از هر زاویه ای که نگاه کنی خوبیها تا وقتی برای ما منافع ملموس داشته باشند خوبند !! اما در روش خدایی، باید به او اعتماد کنی و کار درست رو انجام بدی هر چند ندونی تهش چی میشه! چرا؟!! چون خدا خالق خوبیهاست ، رضایتش یعنی تو خوب بودی و هستی و لایقی؛ آره ! ...لایق....!
این جهان مخلوق خداست !! عمر ما خیلی کوتاه ! چه از نگاه عقل که خود عشقه، چه از نگاه عشق که خود عقله، کار عاقلی که عاشق خداست......
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 13:46  توسط وحید
|
سلام دنیا !
تولد منجی مبارک !
آسمان پر ستاره تاریکتره ؛ چرا ؟!
چون تاریکی زیادی بزرگه!
و ستاره ها هر قدر هم که بزرگ، از هم دورند!!
خدا یا !
یک ستاره ی نزدیک !
یک اتحاد ناب !
......
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 1:2  توسط وحید
|
خدا یا !
چرا ما آدمها اینقدر خودخواهیم ،
خسته شدم!
چرا نمی خواهیم دنیا را برای همدیگر بهشت کنیم؟!
اگر هر کسی این بهشت زمینی را برای خودش بخواهد باید با همه ی هستی بجنگد و فکر کند که دارد حقش را می گیرد!
ای کاش میلیونها نفر برای میلیونها نفر زندگی می کردند، آرزوهای شیرین داشتند، دیگر خواهی به جای خود خواهی !
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 1:55  توسط وحید
|
تا حالا به طلوع و غروب خورشید نگاه کردی ، چی ؟ نه؟!
خب عیب نداره !
تاحالا بهش فکر کردی؟ باز هم نه؟
باشه پس اگر خواستی بخون!
واسه من این طلوع و غروب خیلی جالبه!
درست همون وقت که ما داریم یک طلوع شاد و زیبا رو نگاه میکنیم ، اون دور دستها ، شاید کسی داره غروبی غمگین رو نگاه میکنه!
و مهر لحظه به لحظه در حال سلام و حداحافظیه!
این غم و شادی این شروع و پایان این طلوع و غروب همه بستگی داره به زاویه ی نگاه ما و جایی که قرار داریم!
آیا واقعا میشه به غروب نگاه کرد و از اینکه داره برای یکی دیگه و جایی دیگه طلوع میکنه خوشحال بود ؟!
.......
میگن مثل خورشید باش مثل مهر به همه یکسان بتاب . آیا واقعا خورشید به همه جا یکسان میتابه؟
شما فکر میکنید قطب چون سرده خورشید نمیخواد بهش بتابه، یا چون نمی تابه سرد شده؟!
من میگم این موضوع به زاویه ی زمین قطب بر میگرده !
راستی ها گاهی از مهر زیاد، استوا پدید میاد!!!
یه طلوع خیلی شاد یه غروب پر ز غم
زندگی چیزی نبود جز یکم با هم بودن
بعضی میتابند چو مهر بعضیا مهتابین
گاهی وقتا بعضی هم تو سایه آفتابین!!
نگاه جوانی
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 20:38  توسط وحید
|
سلام سلام سلام سلام ، باز هم سلام!!
وقتی یکی اینجوری سلام بده اونهایی که با خودشون هم دعوا دارند یک بر چسبی ، چیزی بهش می چسبونن ، اساسی !
بعضیا میگن ازون سوسولاس بعضی ها هم میگن اه، امل بی نمک !
شایدم کسی بگه اینم چه دلش خوشه !
یکی هم میگه لوس بی کلاس !
اما من میگم "سلامه" دیگه چه اشکال داره ، چطور وقتیکه به هم فحش میدیم یا تهمت میزنیم و غیبت میکنیم هر چقدر هم یکسره و پشت هم باشه عیبی نداره !!!
پس حالا،
خدا.. حـــــــــــافظ. خدا..... حـــــــــــافظ
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 20:35  توسط وحید
|